23 - تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 11:55
دخترا قریب به اتفاق، از خشن خوششون میاد. یعنی شما رندوم با هر دختری که میخوابی، خشن بکنیش، صدی به نود خوشش میاد. حتی اونا که الکی بینش میگن نکن، یعنی دو بار بکن. اگه میفهمیدی. + نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند ۱۴۰۱ساعت 13:55  توسط لئو  |  Adblock test (Why?)
24 - تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 11:55
با ساک واقعا نمیام. یک ساعت اگه مداوم بخوریش، شاید. قول نمیدم.
25 - تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 11:55
کانال تلگرام بزنم بریم اونجا؟ در دسترس تره. اینجا واقعا کیریه. فقط مطمئن نیستم تعدادتون زیاد باشه. ده نفر هم باشیم میریم. ده نفر زیاده. + نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند ۱۴۰۱ساعت 13:58  توسط لئو  |  Adblock test (Why?)
مگه عشق همین نبود؟ - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
حدود یک سال و نیم توی یکی از تعمیرگاه های حاشیه ی شهر کارآموزی میکردم. توی کلاسای درس دانشکده با لباس پلوخوری بهش میگن تعمیرکار برق خودرو، توی تعمیرگاهای چرب و روغنی حاشیه ی شهر با لباسای سیاه و دستای
25 نوامبر - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
برده دیگری نباش، در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است«حضرت امیر، علی علیه السلام»حالا یه روزم دوباره این تب نارنجیا فروکش میکنه، شما بازم شال نارنجیَتو در میاری میندازی ته کمد، دوباره آبی دریا که م
ول کردن - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
اجازه بده همینطور که توده ی هوای سرد تازه بعد گذشت دو ماه از فصل زرد و نارنجیا سراسر کشور رو بغل گرفته، من هم دست بندازم گردن شما و با هم بریم به زمانهای دور. زمان چارلی چاپلین. چاپلین یه روز که از بح
اگه تهش بفهمیم امام زمان خودمون بودیم چی؟ - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
آخرشو قبلا عطار توی منطق الطیر گفته. ما ولی اولش خیلی بودیم، کلی آدم که با یه چمدون پر از آرزوهای بزرگ میخواستن برن به دریا برسن. صلح جهانی، برابری جنسیتی، عدالت اقتصادی، شایسته سالاری. هرچی هم بیشتر جلو رفتیم، کمتر شدیم. تهش ولی یه روز یه عده مون بالأخره به دریا میرسن، اونجا عکس خودشونو توی آب میبی...
فراموشی - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
تا کینه به دل راه نیابد، هر شب در حافظه ام جشن فراموشی هاست«میلاد عرفان پور»از روز بعد از آخرین دعوایمان خیلی حواس پرت شده ام، مدام همه چیز را فراموش میکنم. امروز صبح خواب ماندم، فراموش کردم که دیگر ب
آبیِ غمگین - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
میگفت: اگه از بلندی موهاش تعریف میکردم دیگه هیچوقت کوتاهشون نمیکرد، از وقتی فهمید عاشق رنگ آبیَم، کمد لباساش پر شد از شال و روسری های آبی رنگ. بهش گفتم دلتنگ قدم زدن زیر بارونم. روز بعد وسط چله ی تابس
مورد عجیب ایزابلا کاردیناله - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
پر لایک ترین توییت 3 دسامبر (روز جهانی معلولین) مربوط به ایزابلا کاردیناله دختر 26 ساله ی ایتالیایی ساکن شهر فلورانس بود. ایزابلا یک معلول جسمی حرکتی ست. او در ژانویه ی 2006 بعد از یک تصادف شدید برای
اثر پروانه ای - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
- اثر پروانه ای چیست؟+زیییییینگ- آقای شماره یک، بفرمایید+ تغییری کوچک که سبب بروز پدیده ای به بزرگی گردباد میشود. به طور مثال: خانوم خود من در تهران موهاشو شونه کرد صبح تابستان، نسیمی در هوای شرجی مازندران افتاد- آفرین، درود بر شما#محمدرضا_جعفری
بیت کوین - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
1: توی زندگی روزمره تون هر کاری که شما میکنید یه شرکت واسطه این وسط هست. مثلا وقتی در تلگرام برای دوست خودتون پیامی میفرستید پیام شما اول به پایگاه داده تلگرام میره و بعد برای دوستتون ارسال میشه. این
نفس - تاریخ: 1397/11/18 ساعت: 18:37
بی تو نفس کشیدنم ، عمر تباه کردن است«شهریار»میگفت: بخاطر مشکل تنفسیش چند ماه تموم خر و پف میکرد. از صدای خر و پفش خوابم نمیبرد اما بازم همیشه موقع خواب پیشش میخوابیدم. نمیخواستم نصفه شبی صبحی چیزی بلن
1410 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
حتی در سنگ نبشته های تخت جمشید هم اومده «مادر من ، به اهورا مزدا قسم سوپ ناهار یا شام نمیشه ، یه میان وعده س فقط» + نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 20:35 توسط لئو
1411 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
غذاها هروقت میخوان همو نفرین کنن میگن : ایشالا خدا حلیمت کنه
1412 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
یارو صبح به صبح پا میشه شیر گوسفندا رو میدوشه ، پهن گاوا رو تمیز میکنه ، تخم مرغا رو جمع میکنه بعد پست میذاره اینستاگرام « با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم» ، نکنیمون حالا بچه تهرون + نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 22:23 توسط لئو
بیوگرافی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
گاهی وقتا وسط غذا خوردن خسته میشم و ول میکنم میرم. گاهی وسط کلاس درس عمومی خسته میشم و بدون اجازه ول میکنم میرم. گاهی از دوست داشتن نسرین خسته میشم ولی نمیتونم ولش کنم و برم. به جز دوست داشتن نسرین در سایر موارد سعی میکنم از هر جایی خسته شدم ول کنم برم. نسرین رو بخاطر خنگیش دوست دارم. یه بار بهش گفت...
تنهای بی سنگ صبور - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
رفته بودیم سر قرار ، حرف واسه گفتن نداشتیم ، سکوت کرده بودیم. نسرین یهو برگشت گفت: چقد تنهای بی سنگ صبور زیاد شده اینروزا. گفتم: آره ، داره بیداد میکنه. تو اینستاگرام پر تنهای بی سنگ صبوره ، تو خیابون تو وبلاگ تو تلگرام ، همه جا. گفتم: شما هم تنهای بی سنگ صبوری؟ گفت: بودم ، ترک کردم. الان مجنونمو دل...
به درس و بحث و مشقت هم حسادت میکنم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
هرچی بهش گفتم:« نسرین ، دوستت دارم ولی این ماه خرداد را صبر کن ، اجازه بده کافه گردی ها بماند بعد فصل امتاحان» پاشو کرد تو یه کفش که الا و بلا «کافه گردی با تو در خرداد میچسبد عجیب ، کلهم اجمعین گور بابای همه استاد و درس و امتاحان». گفتم: بیا و ول کن. ول نکرد. کلا آدم ول نکنیه نسرین. رفتیم کافه دیدی...
غزلساز منی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:31
حالا ما با هم یه روز ازدواج میکنیم میریم سر خونه زندگیمون. ولی بر نداری تو عکس پروفایلت بنویسی: آقامون گفته عکستو نذار و فلانا. گل و بلبل نذاری فکر کنی داری عاشقی میکنی. کوتاه بیای پسفردا که استادیوما رو باز کنن میگن برو اول از آقاتون رضایت نامه بیار. پُرِ گرگه دخترجون، شل بگیری سفتشو خوردی. حالا خو...